تبليغاتX
ஐ یادگـــــاری ஐ
" با دوست عشق زیباست ، با یار بی قراری ، از دوست درد ماندو ، از یار یادگاری "

دنیا به این سادگی نیست نباشه عشق زندگی نیست..........

زنـــدگــــی بـــا مـــا راه بیـــا نشــــی رفیــــق نیمـــه راه..........

 

 

زندگــی آی زنــدگـــی یـه بــار امـونــم بده

خنده چه شکلی شده یه بار  نشونم بده

 

 

زندگـی آی زندگـی مگـه چیــه دوامون؟

یه دل خوش میخوایم یه بار بیار برامون

 

 

زندگی یه کاری کن که خنده عادت بشه

رو پشت بـوما پــر از مـرغ سعــادت بشه

 

 

دنیــا بــذار بچــرخــه بــه دور غصــه و غـم

کســی دیگــه نبینــه رنــگ سیــاه ماتــم

 

 

ای خــــــــدا  . . . با تــــوام خــــــــــدا . . .

مــن حرفـــی دارم تــوی عــالــم دعــا . . .

 

 

مسافــرا رو راهــی کــن . . .

بــه عاشقــا نگاهی کن . . .

تــا بــه ابــد خدایــی کن . . .

ختـم به خیر جدایی کن . . .

 

 

یـه چرخیــه بچرخــونش . . .

یـه دریـــــه نبندونــش . . .

یـه لبیــــه بخندونــش . . .

یـه چشمیه نگریونش . . .

 

 

یه دلیه بذار شاد شه . . .

یه اسیره که آزاد شه . . .

یه بغضی تو گلومه . . .

نذار که مثل فریاد شه . . .

 

 

 

 

زنــدگــی آی زنـــدگــی یـه بـار امــونـــم بده

خنــده چــه شکلی شده یه بار  نشونم بده

 

زنـدگــی آی زنـدگـی مگــه چیـه دوامـون؟

یـه دل خـــوش میخوایــم اونــو بیار برامون!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط "علی"   | 

دوباره تو کنارمی هوای بوسه با منه
تمام آرزوی ما همین به هم رسیدنه
دوباره تو سکوت من صدای خنده ساز شد
شنیدن صدای تو برای من نیاز شد

دوباره با نگاه من نگاه تو یکی شده
دوباره از تو مردنم شبیه زندگی شده
به هر دری که می زنی دوباره مقصدت منم
دوباره می رسم به تو به هر دری که می زنم

دنیامی می دونی تو قلبم می مونی
دریای آتیشی رویای بارونی
دستامو می گیری دنیامو می بازم
دستاتو می گیرم رویامو می سازم

مــن


منو به عطر یک نفس تو اوج بوسه خواب کن
برای این یکی شدن رو قلب من حساب کن
به اوج قصه می رسم اگه تو باورم کنی
کنار من نفس بکش که مبتلاترم کنی

دنیامی می دونی تو قلبم می مونی
دریای آتیشی رویای بارونی
دستامو می گیری دنیامو می بازم
دستاتو می گیرم رویامو می سازم

مـــن

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط "علی"   | 

یک و یک همیشه دو نمی شود گاه باد می کند،

 چهار می شود

 گاه میل می کند به صفر

 گاه نیز می زند به کله اش...

 هوس کند می رود به آسمان،

 هزار می شود.

 یک و یک برای من...

-- من که سال هاست در ردیف آخر کلاس زندگی نشسته ام --

 جز دو خط ساده نیست؛

جز دو خط که پا به پای هم در سفید صفحه راه می روند،

 وز این جهان خط کشی و کاغذی عبور می کنند...

 جز دو خط ساده که در انتهای دور در تقاطع زمین و آسمان؛

 روی خط نازکی به نام زندگی عاقبت به پای هم ...

 پیر می شوند!

« توی گوشتان فرو کنید! یک و یک مساوی دو است. »

 آه...

 من که حرف این حساب را سرم نمی شود


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط "علی"   | 

مثل قایقی خسته تو دریا

مثل دیدن تو توی رویا

مثل تیک تیک خسته ساعت

مثل قصه ی تلخ صداقت

مثل شب

مثل گل توی گلدون

مثل تصویر ماه توی بارون

مثل گریه ی تلخ دیوونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه...

مثل لحظه ی بارون و پاییز

مثل چشمای خسته ی لبریز

مثل اشکای ریخته روی گونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه...

مثل بارون و ابر بهاره

مثل لحظه ی خواب ستاره

تو رو دوس دارم...

مثل خاطره های پریده

دو نگاه به هم نرسیده

مثل شاعر و عشق و رفاقت

مثل حس غریب نجابت

مثل ترس و گریه و خوندن

همه خاطره هاتو سوزوندن

مثل اشکای خواب شبونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه...

مثل لحظه ی بارون و پاییز

مثل چشمای خسته ی لبریز

مثل اشکای ریخته روی گونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه...

مثل بارون و ابر بهاره

مث لحظه ی خواب ستاره
تو رو دوس دارم

تو رو دوست دارم...

لبا لب

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط "علی"   | 

با حس عجیبی با حال غریبی دلم تنگته


پر ازعشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته


گله بی گلایه بدون كنایه دلم تنگته


پر از فكر رنگی یه جور قشنگی دلم تنگته


تو جایی كه هیچكی واسه هیچكی نیست و همه دل پریشن


دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت كه كهنه نمی شن


دلم تنگه تنگه برای یه لحظه كنار تو بودن


یه شب شد هزار شب كه خاموش و خوابند چراغهای روشن


من دل شکسته با این فکر خسته دلم تنگته


با چشمایِ نمناک تر و ابری و پاک دلم تنگته


ببین که چه ساده،بدون اراده، دلم تنگته


مثل این ترانه،چقدر عاشقانه دلم تنگته


یه شب شد هزار شب،که دل غنچه یِ ماه قرار بوده باشه


تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه به کامم نباشه


چقدر منتظرشم که شاید از این عشق سراغی بگیری


کجا کی کدوم روز،منو با تمام دلت میپذیری


من دل شکسته،با این فکر خسته دلم تنگته


با چشمایِ نمناک تر و ابری و پاک،دلم تنگته


ببین که چه ساده،بدون اراده، دلم تنگته


مثل این ترانه،چقدر عاشقانه


دلم تنگته.....


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط "علی"   | 

مگه می شه ماه بیاد تو خواب من

مث چشمای تو مهربون باشه

مگه می شه عمری از تو بگذره

زندگی هنوز برام جوون باشه

مگه میشه...

حتی آینه ،حتی قاب پنجره

مث عکسای تو دلبری نکرد

حال امروزم رو از کسی نپرس

دنیا با هیچکی برادری نکرد

گاهی یه خاطره یه عکس قشنگ 

از تو دنیامو به غارت میبره

گاهی وقتا خیلی دلتنگ توام

این روزهای بی هدف کی میگذره !؟

مگه می شه زیر بارونای تند

چتر شونه های خیسم نباشی

مگه می شه تو شبای بی کسی

واسه این گمشده محرم نباشی

این روزای بی هدف کی می گذره!؟

گاهی خنده هاتُ کمتر می بینم

مث مهتاب ِ تو حوض خونه ها

گاهی تصویر تُ پرپر می بینم

گاهی یه خاطره، یه عکس قشنگ

از تو ، دنیامُ به غارت می بره

گاهی وقتا خیلی دلتنگ توام

این روزای بی هدف کی می گذره!؟

همه از عطر تو مهربون می شیم

رد پات رنگ گلای قالیه

ته چشم تو یه عکس گم شده س

ته قلب ما یه قاب خالیه

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط "علی"   | 

امشب دلم پره

امشب مسافری

فرصت نشد بگم

چی میکشم بری

چشمم به رفتنت

دلگیرم از خودم

فرصت نشد بگم

من عاشقت شدم

من عاشقت شدم

ما میرسیم به هم

کاش مونده بودی و

میشد بهت بگم

ما عاشق همیم

ما میرسیم به هم

کاش اینجا بودی و

میشد بهت بگم

میترسم از همه

از این شبای سرد

تو فکر رفتنی

کاری نمیشه کرد

میخواستم بت بگم

فکر کسی نباش میخواستم

بت بگم اما دلم نذاشت

من عاشقت شدم

ما میرسیم به هم

کاش مونده بودی و

میشد بهت بگم

ما عاشق همیم

ما میرسیم به هم

کاش اینجا بودی و

میشد بهت بگم

من عاشقت شدم

من عاشقت شدم

ما عاشق همیم

مامیرسیم به هم

کاش اینجا بودی و

میشد بهت بگم

من عاشقت شدم

ما عاشق همیم

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط "علی"   |